۱۳۸۷ دی ۷, شنبه

تجربه رانندگی با فورد موستانگ مک وان


کمپانی فورد در سال 1964 مدلی افسانه ای به نام موستانگ را به جهان اتومبیل معرفی کرد.موستانگ که بر اساس پلت فرم فورد فالکُن ساخته شده بود آغازی بود برای کلاس جدیدی از خودروهای آمریکایی به نام pony car "پانی کار".
پانی کار به خودروهایی گفته می شد که همانند سدان های آمریکایی درب موتوری کشیده و بلند ومانند خودروهای مسابقه ای در عقب از overhang(فاصله مرکز چرخ عقب تا انتهایی ترین بخش خودرو)کمتر و کوچکتری برخوردار بودند.این رویه طراحی بعدا در کامارو و فایربرد جنرال موتورز ،ژاولین امریکن موتورز و باراکودای کرایسلر نیز به کار گرفته شد.
اسم و لوگوی موستانگ توسط آقای "جان نجار" طراح و استایلیست فورد پیشنهاد شد.او که هواپیمای موفق جنگ جهانی،p-51mustang،را خیلی دوست داشت این نام را برای خودرو انتخاب کرد. لوگوی طراحی شده هم که یک اسب دونده است به پیروی از معنی
موستانگ است، نژادی از اسب وحشی در آمریکا...
در سال 69 بعد از درخشش محصولات محبوب جنرال موتورز، کامارو و فایربرد،فورد عرصه را تنگ دید و تصمیم به ارائه پکیج هایی بر روی موستانگ
های خود گرفت.این پکیج ها عبارت بودند از BOSS 302 و BOSS 429 که برای شرکت در مسابقات ترنس-ام طراحی شده بودند و MACH I که نقش پر کردن فضای بین مدل پایه و ارزان GT و مدل گران و قوی تر BOSS را داشت، به بازار آمد.
به این ترتیب مک وان از محبوبیت چشم گیری در بین جوانان برخوردار شد.

با نگاه اول رنگ قرمز با درب موتوری به رنگ مشکی مات و خطوط روی بدنه که از شاخصه های ظاهری مک وان هستند خود نمایی می کنند.البته اسپویلر عقب با همین رنگ جز آپشن های کمپانی بوده که در نمونه مورد آزمایش وجود نداشت.مورد قابل توجه دیگر درب موتور معروف به shaker است که به خاطر دو ورودی هوای روی آن، به این نام خوانده می شود. کار این دو دریچه هدایت مستقیم
هوای تازه به موتور است.پین های درب موتور ،درب باک و رینگ های مک وان همه از کروم بودند و جلوه ای خاص به این خودروی وحشی القا می کردند.هماهنگی در طراحی جلو پنجره و پنل بین دو چراغ عقب از دیگر نکات جالب توجه و زیبای مک وان است.این نوع جاو پنجره همانطور که از شکلش پیداست به لانه زنبوری معروف است و از خلاقیت های سال 70 است.
رینگهای 15 اینچ و پنج پیچی که شخصیت یک ماسل کار(خودروی عضلانی) مثل فورد موستانگ را نشان می دهند، بسیار کمیاب می باشند. ولی با حوصله و سلیقه ای که مالک به خرج داده،وی توانسته این رینگ های بسیار زیبا را برای خودروی خود پیدا کرده و جایگزین رینگ های فابریک 14 اینچی به نام مگنوم500 کند.




طراحی داخل کابین بسیار ساده ولی جذاب است و در طراحی آن فقط سایه ای از موستانگ های قبلی و حتی مک وان های مدل پایین تر دیده می شود.البته صندلی های چرمی که با دو رنگ قرمز و مشکی کاملا با بیرون خودرو هماهنگی داشتند فضایی کاملا اسپرت به وجود آورده بودند.این مدل مک وان، با کمربند ایمنی تک بند که فقط قسمت پایین بدن را در صندلی نگه می دارد عرضه شده بود که از لحاظ ایمنی زیاد
مناسب نیست و امکان جریمه شدن توسط پلیس با اینکه کمربند را بسته اید را دارد!!!
مجموعه نشان دهنده ها تشکیل شده از سه دایره با عمق زیاد که یکی سرعت سنج، دیگری گیج بنزین و آخری هم ساعت بود.در زیر آن ها و در کنار فرمان دو سوئیچ که برای به کار انداختن برف پاک کن ها و دیگری برای روشن کردن چراغ پارک بود قرار داشت.در کنسول وسط سه عدد نمایشگر قرار داشت که
درجه حرارت روغن و آب و میزان شارژ باطری را نشان می دادند.

تست رانندگی

با استارت زدن صدای غرش پیشرانه هشت سیلندر 351 اینچ مکعبی(حدودا 5.7 لیتر) با کاربراتور چهار دهنه گوشتان را نوازش می دهد ولی خبری از سمفونی
دل انگیز موستانگ های قبلی نیست.البته با گاز دادن و شنیدن صدای اگزوز کاملا این قضیه را فراموش می کنید و باید به فکر کنترل فرمان و مسیر مقابل باشید!

پیشرانهci 351 فورد که به ویندسور معروف است در هر 100 کیلومتر بین 20 تا 25 لیتر بنزین مصرف می کند که با توجه به وضعیت کنونی سوخت های فسیلی در جهان یکی از بزرگترین معایبش به حساب می آید . البته پیشرانه این موستانگ با اینکه سی و نه سال از عمرش می گذرد ولی عملکرد بسیار خوب و دقیقی داشت.هماهنگی دور موتور و گیربکس هم خیره کننده بود. به خاطر جنس تایر ها و نوع ترمزها که کاسه ای بودند نتوانستیم حرکت نمایشی برن آوت(Burn out) که با خودرو های عضلانی به خاطره نیروی تورک بالای موتور و سیگینی اتاق بسیار لذت بخش است را به خوبی انجام بدهیم.برن آوت به حرکتی نمایشی گفته می شود که خودرو ثابت است و فقط چرخ هایی که به محور دیفرانسیل متصلند هرزگردی می کنند و به خاطر اصطکاک بسیار بالا در آن ناحیه لاستیک ها شروع به دود کردن می کنند و صحنه ای بسیار هیجان انگیز خلق می کنند البته این حرکت آسیب های فوق العاده شدیدی به لاستیک ها و ترمز ها، گیربکس و نهایتا موتور می رساند. در استارت های سریع ماشین از پایداری بسیار بالایی بر خوردار بود ؛البته عملکرد خوب گیربکس اتوماتیک هم کمک شایانی به بالا رفتن شتاب می کرد.در سر پیچ ها کمی انتهای ماشین آزاد بود و به سمت بیرون پیچ حرکت می کرد؛بااینکه در سرعت های کم و پیچ های خلوت بسیار لذت بخش بود و حس خوبی به راننده و حتی سرنشین القا می کرد ولی در سرعت های خیلی زیاد می توانست مشکل ساز شود و با توجه به دید بسیار کم خودرو خصوصا در عقب که بیشتر به خاطر فست بک بودن اتاقش بود این مشکل نمایان تر می شد.فست بک به سبکی در طراحی گفته می شود که زاویه شیشه ی عقب با درب صندوق عقب صفر درجه باشد،توجه داشته باشید که درب صندوق عقب باید به طور جدا از شیشه باز شود. عملکرد ترمز ها نسبت به وزن 2.1 تنی قابل قبول بود . البته ترمز ها خیلی سریع قفل می شدند که با کمی تمرین به اصطلاح قلقش دستتان می آمد.مسلما توقع، داشتن، ترمز ABS برای این پیرمرد خنده دار است.














با تشکر از دوست خوبم یاور که خودرو ی خودش رو برای انجام تست در اختیار من قرار داد


نوشته:ثمین طالب زاده عکس:علیرضا جعفرزاده

۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه

مرسدس بنزse 220


کمپانی دایملربنز بعد از جنگ جهانی،در سال 53 دست به تغییراتی در سبک طراحی خودش زد و سری محصولات
"پانتون(ponton)" رو معرفی کرد.این اسم ترجمه ی آلمانی pantoon به معنی کرجی(نوعی قایق) با انتهای پهن هست که برای عبور از رود های کم عمق استفاده میشه.پانتون ها همه دارای چراغ های گرد وجلو پنجره بزرگ و خاص بنز هستن وهمگی در گلگیر عقب یک حالت برآمده و خاص پانتونی دارن!!
شاید شما یه مرسدس ببینید که دقیقا مثل این باشه و پشتش نوشته باشه E180 باید خدمتتون عرض کنم که این مدل ها کلا شبیه همند ولی مدل های SE هم به مقدار کمی بلندترن و هم روی گلگیر جلو فلاشر دارن.
موتور 6 سیلندر 2195 سانتیمتر مکعبی با یه گیربکس 4دنده دستی که قابلیت سفارش کلاچ اوتوماتیک هم داره روی بیشتر این مدل ها نصب شده .
این مرسدس تا 2سال پیش هم حرکت میکرد ولی از اون به بعد دیگه خوابید .مطمئنا صاحبش زیاد قدرشو نمی دونه چون داخلش پر از آشغال بود.





۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه

شورولت ایمپالا مدل 64 چهار در و مدل 68 ss




قول می دم در پست های آینده از ماشین های اروپایی بیشتری استفاده کنم!!!!.
راستشو بخواین نمی خواستم برای یه مدت شورولت بزنم ولی وقتی اینو دیدم گفتم از ایمپالا نمی شه گذشت!!!
شورولت ایمپالا(ترجمه:غزال) از بهترین ،پر فروش ترین و پر طرفدار ترین مدل های شورولت هست که از حدود سال 52 تا الآن در آمریکا ساخته میشه.
بعد از نسل اول که طراح از زاویه های گرد بیشتری استفاده کرده بود ،نسل دوم مربع تر و جعبه ای تر با زوایای تیزتر عرضه شد.فروش ایمپالا نسل دو از سال 61 تا 64 بود که برای اینکه رقیب های زیادی از جمله "پلیموث فیوری" داشت هر سال تغییری در ظاهر و موتور ایجاد می کرد.بهترین و زیباترین مدل، مدل دو در سال 63 بود که در حال حاضر ماشینه گانگسترهای سیاهپوست آمریکا هم هست!!!
یکی از دلایل موفقیت ایمپالا این بود که در آن سال ها کلا ماشینا با ارتفاع پایین تولید می شدن و طرفدارهم داشتن و ایمپالا هم از همشون پایین تر بود!، چون قابلیت نصب یک سیستم استثنایی فنر بندی با پمپ های هیدرولیک به نام "lowrider " که توسط چهار دکمه از روی داشبورد کنترولشون می کرد رو داشت. Lowrider هم به ماشین های دارای این سیستم و هم به افراد دارای این ماشین ها میگن این سیستم اولین بار در نیو مکسیکو در اواخر دهه 40 بکار گرفته شد و بعد از سال 64 ایمپالا به معروف ترین lowrider جهان تبدیل شد...
نسل سوم ایمپالا هم از سال 65 تا 71 در آمریکا تولید شد و رکورد فروش یک میلیون دستگاه درسال اول که در کل تاریخ و حال آمریکا هنوز شکسته نشده رو به ثبت رسوند.شورولت به مدل های چهار در این نسل ایمپالا کاپریس می گفت که بعدا دو مدل مجزا شدن که فقط به هم شبیهن
علاقه مندای شورولت حتما با ss آشنا هستن؛ss یک پکیج سفارشی برای مدل های مختلف شورولته که وقتی با ایمپالا میکس بشه نتیجش یه غول بی شاخ و دم می شه که دربارش صحبت می کنم

ایمپالای اول مدل 64 هستش که از قاب کرومی که به شکل U برعکس بالای چراغای عقب داره از بقیه نسل دوئی ها قابل تشخیصه. همسایه اش می گفت که صاحب ماشین حدود 14 میلیون تومن خریدتش که برای جیگری به این تمییزی واقعا خوبه.البته این رو هم اضافه کنم که پدربزرگم گفت که مثل این ماشین رو به قیمت 14 هزار تومن خریده بوده!!!!! (هـــــــــــی!! )بگذریم. ارتفاع ماشین خیلی پایین بود و این مسئله با یک قطعه که چرخ هارو کاور کرده بود (نمی دونم اسمش چیه) بروز بیشتری پیدا کرده بود. رینگ هاش هم با قالپاق پوشیده شده بود و به همین خاطر فکر کنم از مدل های استاندارد باشه که با این حساب موتورش میشه 3.7 لیتر با 140 اسب بخار قدرت(تازه ممکنه استاندارد نباشه)
دومی عشقه منه! یه ایمپالای نسل سه، کوپه که پکیجه ss هم روشه و از همه اینها شاخ تراون دوتا گِیج هستش که به همراه یه سری امکانات دیگه به ss اضافه میشه که حالت اسپورت تری بهش بده!!!!نکته جالب اینجاس که ایمپالا که به این صورت باشه خیلی کم سفارش داده شده .رنگ بادمجونی متالیکش بر خلاف اون یکی هنوز با کیفیت بود و تو دوزیه چرم سفیدش هم که دیگه نگو...
فقط در مدل های ss سال 68 بود که آرم "دو پرچم" معروف شورولت و یادآور موجودی مخوف به نام کوروت روی گلگیر جلو نصب میشد.این به این معناست که یه موتوره هشت سیلندر وی شکل به حجم 5.3 لیتر به نام "turbofire" که توانایی تولید 375 اسب بخار رو داره، روشه.(عدد 327 حجم موتور هستش به اینچ مکعب) .
فقط شرمندم که عکس های 64 هم از لحاظ کیفییت و هم کمییت نقص داره .









در این عکس اگه دقت کنید می بینید که یه " بــــــز کـــــــــــــوهی" با بیل از پشت "نی سان گاوی" شن و نمک ریخته روش.

۱۳۸۷ مرداد ۲۷, یکشنبه

شورولت اِل کامینو ، شاه وانت ها




اولا شرمندم که چندتا پست، پشت سر هم از شورولت می زنم، آخه تیراژ ساختش بالاست و نمایندگیش تو ایرون هم خیلی فعال بوده(قبل از انقل) و طرفداراش هم که اووووووه!!!
یکی از کلاس های طبقه بندی اتومبیل ها کوپه هست که خیلی هم پر طرفداره و این اسم هم به خاطره فرم طراحی و تناسبات ماشینه و لزوما نباید دوتا در داشته باشه.مثلا مرسدس بنز CLS چهار تا در داره ولی کوپس ؛یا BMW X6 ...
اینجا ما یه وانت داریم که کوپس اوونم شورولت ال کامینو که ترجمه ی اسمش می شه "جاده".این وانت بسیار زیبا از سال 59 تا 87 در پنج نسل ساخته شد.


ال کامینو در حقیقت “chevy chevelle malibu” هست که از ستون B به بعد تبدیل به جای بار شده.ال کامینو هم مثله خیلی از محصولات اندازه متوسط جنرال موتورز تا نسل چهارم روی پلت فرم معروف A-body تولید شد واز سال 78 به بعد از پلت فرم بهسازی شده ی G-body استفاده شد.
استفاده از یک پلت فرم به این معناس که در چند خودرو از قطعات مشترکی استفاده بشه و به خاطره همین بسیاری از محصولات جنرال موتورز شبیه به همند.
مثلا ممکنه یه ماشین ببینید که دقیقا با عکسی که اینجاست یکی باشه ولی با آرمه GMC .این جمس ها به جمس اسپرینت معروفند.
در اینجا دو تا ال کامینو داریم که یکی نسل چهارم (زیتونی)از سال 73 تا 78 و دیگری نسل پنجم (قهوه ای) از سال 78 تا 87 هستن. زیتونیه مدل facelift شده ی نسل سومه چون اوایل این مدل با چهار چراغ مستطیل در جلو و جلو پنجره کمی متفاوت تر ساخته می شد که هم زمان با facelift مالیبو در سال76 این هم تغییر دادن.
قهوه ایه هم فوق العاده تمییز بود و مثله کامارو ss که تو پستهای قبلم بود پلاک ایالت ویرجینیای آمریکا هنوز روی ماشینه.البته پلاک ایرانیه ماشین یکم ضایع بود و پلاک تاکسی داشت ؛نمی دونم چرا ولی شاید به خاطره بنزین باشه.
بفرمایید عکس!!!!




۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه

شورولت ادونس دیزاین





یک شاهکاره دیگه از جنرال موتورز؛ یک وانت سایز بزرگ که البته یه جورایی کامیون هم هست. این نسل از وانت های شورولت بعد از جنگ جهانی دوم تولید شد که خیلی تو آمریکا گل کرد و جالبه که پر فروش ترین خودرو در آمریکا بین سالهای 47 تا 55 بود.




این مدل بر اساس تحقیق من دقیقا در سال 49 تولید شده چون قبل از این کناره کاپوت کلمه ی triftlifter درج می شده و بعد از 49 هم کد های حرفی نوشته می شده .فقط در سال 49 بوده که کد های عددی 3100 ،3600 و 3800 استفاده می شد.




این chevy ما 3600 که یعنی می تونه 4/3 تن بار حمل کنه. موتورش 8 سیلندره خطیه که من از جای اگزوزش حدس زدم.




رنگش کدر شده که به خاطره اینه که الان حدود 4 ساله که تو فضای باز خوابیده،ولی اصلا جای قر شدن روش نیست و فضای بارش هم حتی یه خط هم نداره.








اینم چند تا از عکساش :


۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه

دوتا کامارو نسل دو فوق خوشگل











شورولت در سال 67 برای مبارزه با رقیب سر سختش فورد و مدل جادویی ماستنگ دست به ساخت مدلی به نام camaro زد. کامارو در حقیقت هیچ معنایی نداره ولی بعداٌ مشخص شد که در زبان عامیانه فرانسوی به معنی دوست هست.وقتی از مدیر وقت شورولت درباره ی معنی "کامارو"پرسیدن،گفت:
”camaro is an vicious animal that eats mustang”: (کامارو حیوان مخوفیه که اسب وحشی رو می خوره!!!!)
بعد از چند سال سبک طراحیه کامارو کلا عوض شد و بیشتر شبیه کوروت شد از شباهتاشون می شه به کاپوت بلند،لیفت بک شدن عقب ماشین و چهار چراغ گرد و زیبای عقب اشاره کرد.این دوتا کامارو ما هم از همین نسل دویی ها هستن که در واقع دوتا از بهتریناشن!!!
Z-28 که در اون زمان یه پکیجه رویایی برای کامارو بوده (الان هم هست!!) شامل یه موتور تقریبا 100 اسب بخار قوی تر و یه گیربکس 4 سرعته دستی یا گیربکس سفارشی 3 سرعته اوتوماتیک به نام“turbo 400 gb” هست. این کامارو پرتقالیه بسیار زیبا یه z-28 که گیربکسش هم از نوع دومه و البته موتورش هم به نظرم اومد که یه ذره خاصه!!!(لازم به ذکره من تا حالا موتوره z-28 ندیده بودم). رینگ و لاستیکش عوض شده بود و کاملا ماشین باز بودن صاحبشون رو نشون می داد. من خیلی خوشحالم که می بینم این ماشین دسته بد کسی نیست،چون صاحبش تیونر محلمونه که کارشو هم خوب بلده.ماشین امریکایی های دیدم که "نئودیزاین" یه حالی بهشون داده مثلا یه کاپریسه سال 70 یا یه پلیموت اسپورت فیوری.خلاصه ماشین بازا خیالشون جمع!!!!
این یکی کامارو ss با توربو چارجره که بدنش خیلی تمیزه صاحبش هم بهش حسابی رسیده از ست فرمون و سر دنده وگیج rpm گرفته تا روکش صندلی های چرم.متاسفانه موتوره این یکیو ندیدم ولی باید چیزه شاخی باشه.با توجه به دو تا خط سفید بسیار زیبا روی بدش که به رنگ آبیش خیلی می آد ولی باز به رنگ z-28 که فکر می کنم کاستوم باشه (استوک کارخونه نباشه) نمی رسه .



برید تو کفه عکسا:




۱۳۸۷ مرداد ۷, دوشنبه

شاه نمایشگاه تیونینگ و آپشن



tu namayeshgahe tuning va option emsal ye M3 topol bud ke man ye zare etelat darbarash betun migam:




BMW dar sale 2003 ye model bename M3CSL dad ke az lahaze ghodrat dar hade ferrari F360 bud va faghat 1400 ta azash tolid kard hala in dustemun migoft ke yeki az motorash tu mashine mane!!!khoda midune shayad rast bashe.albate migift twin turboe ke motmaenan nemidunest yani chi chon vaghti kapooto bala zad didam ye turbo bishtar nadare!!!





age rast bege yani in BMW 360 asb bokhar ghodrat dare .albate shayad bishtar ham bashe chon be lotfe kite badaneye khafanesh ke tarhe M3 GTR bud va kapootesh ham ke fibre carbon bud ke be gofteye saheb mashin 12 toman gheymateshe vazn kamtar va aerodynamic kheyli behtari dare.
M3 GTR mashinie ke tuye mosabeghate GT baraye BMW race mikone va ba 2 hofreye ruye kapoot va ertefae kamtar ghabele tashkhise.




ye chizi ke aslan be in mashin nemikhord in bud ke hameye in kar haro ruye yedune M3 E46 convertible anjam dade budan ke vaznesh kheyli alaki ziade (neshun mide in mashin baraye poze na tuning).




in M3 dar vaghe ye M3 E46convertible bud ke kite badaneye M3GTR dasht va motore M3 CSL.




az axa lezat bebarid